نظرات مختلف درباره اتانازى ضرورتاً وابسته به نظرات مختلف در زمينه اخلاق است. مباحث پيرامون اتانازى، مباحثى درباره «ارزش» ها است. برخى اعتقاد دارند كه حيات حد اعلاى خوبى است و ديگر خوبى ها با وجود حيات و زندگى معنا مى يابند. بدون زندگى و حيات، هيچ ارزشى يا خوبى اى وجود ندارد (يعنى نمى تواند وجود داشته باشد) و حيات شرط لازم براى تحقق ديگر ارزش ها است .
مباحث در رابطه با «اتانازى»، عمدتاً بحث درباره اين است كه چه چيزى اخلاقى است؟ سئوالاتى بنيانى در اين رابطه مطرح شده است؛ مثلاً آيا حقى براى ارتكاب خودكشى وجود دارد؟ آيا اخلاقى هست كه ديگرى براى خودكشى به ديگرى كمك كند؟ آيا حقى وجود دارد كه براساس خواسته كسى يا اعضاى خانواده اش ايجاد مرگ را در او تسهيل كنيم؟ آيا اخلاقى هست براى نجات جان كسى، زندگى كس ديگرى را كه اميدى به زنده ماندنش نيست خاتمه دهيم؟ تمام مباحث پيرامون «اتانازى» درصدد پاسخگويى به سئوالاتى اينچنينى هستند. «اتانازى» بحث بسيار مهمى در اخلاق پزشكى است چون تمام حوزه هاى اجتماعى و فرهنگى را دربرمى گيرد.
اتانازی چیست؟
اتانازى (Euthanasia) كه از واژگان يونانى «EU» به معناى راحت و خوب و كامبخش و واژه «THANASIA» به معناى «مرگ» مشتق شده است. واژه Thanasia خود از «Thanatos» كه الهه مرگ در يونان بوده است، گرفته شده است ، به صورت تحت اللفظى «مرگ خوب يا راحت» معنا مى دهد. . اين واژه براى اولين بار توسط فرانسيس بيكن كه مرگ بدون رنج را تبليغ مى كرد وارد فرهنگ پزشكى شد. شوراى حقوقى و قضايى پزشكى آمريكا اتانازى را اينگونه تعريف مى كند: «اتانازى عمل ايجاد مرگ با روشى نسبتاً سريع و بدون درد به دلايل ترحم انگيز در فردى كه از بيمارى لاعلاجى رنج مى كشد.» البته اتانازى واژه اى كلى است و براى دقيق تر كردن موضوع و مخصوصاً از جنبه هاى حقوقى به انواع مختلفى تقسيم مى شود. (مانند اتانازى فعال، غيرفعال، داوطلبانه و غيرداوطلبانه و اجبارى).
انواع اتانازي
«اتانازى فعال داوطلبانه»، تزريق عامدانه دارو يا اقدامات ديگر است كه منجر به مرگ بيمار شود. اين عمل براساس تقاضاى صريح بيمار و با رضايت كاملاً آگاهانه او انجام مى شود. نكته مهم در اين حالت اين است كه قصد و تمايل پزشك و بيمار هر دو در جهت خاتمه دادن به زندگى بيمار است. در اتانازى فعال داوطلبانه دو شرط بسيار مهم است ۱- تصميم خود بيمار ۲- درد و رنج غيرقابل تحمل و بدون اميد به بهبودى.
«اتانازى فعال غيرداوطلبانه»، تزريق عامدانه دارو يا اقدامات ديگرى است كه منجر به مرگ بيمار شود اما در اين حالت بيمار صلاحيت تصميم گيرى (اهليت يا صلاحيت قانونى) را ندارد و از لحاظ روانى قادر به درخواست صريح براى اين عمل نيست. مثلاً بيمار در حالت كما است. البته تنها مرگ مغزى و زندگى نباتى مواردى نيستند كه بيمار قادر به تصميم گيرى نيست. در اين نوع اتانازى معمولاً پزشك يا تيم پزشكى، كميته اخلاق پزشكى و يا خانواده بيمار و يا قاضى تصميم مى گيرند.
«اتانازى فعال اجبارى»، تزريق عامدانه دارو يا اقدامات ديگرى است كه باعث مرگ بيمار شود. در اين حالت بيمار صلاحيت تصميم گيرى را دارا است و هيچگونه درخواست صريح براى اين عمل نداشته است. اين حالت را جميع اخلاقيون، مجاز نمى دانند و قتل محسوب مى شود.
«اتانازى غيرفعال»، عدم شروع درمان يا قطع درمان هايى است كه براى حفظ حيات بيمار لازمند. البته اين نوع اتانازى مى تواند داوطلبانه (يعنى براساس درخواست بيمار) يا غيرداوطلبانه (يعنى بيمار صلاحيت تصميم گيرى را نداشته باشد) باشد. اين نوع اتانازى معمولاً به صورت مستقيم، مانند تجويز دارو يا هر اقدام ديگرى، نيست.
در «اتانازى غيرفعال داوطلبانه» بيمار درمان خود را رد مى كند تا در مرگش تسريع ايجاد شود. به عبارت ديگر بيمار از همان ابتدا از پذيرش درمان سر باز مى زند.
«اتانازى غيرفعال غيرداوطلبانه» معمولاً در مورد بيمارانى به كار گرفته مى شود كه شرايط بسيار وخيمى دارند و پزشكان هم مطمئن اند كه درمان امكان پذير نيست يا درمان را قطع مى كنند و بيمار را از مواد غذايى يا دارو محروم مى كنند و يا اگر مثلاً بيمار در سير بيمارى اش، دچار عفونتى شود درمانى براى عفونت او آغاز نمى شود.
در مورد اين حالت ، يعني قطع درمان به واسطة ترك فعل ، يعني پزشك ، بيمار را به حال خود واگذارد و از اقداماتي كه براي زنده نگه داشتن او لازم است خودداري كند ،لذا مرتكب ترك فعلي گرديده است كه به واسطة آن از بيمار سلب حيات شده است ولي با توجه به ماده 206 و بندهاي سه گانة آن در مي يابيم كه در سه بند اين ماده فعل مثبت به عنوان ركن مادي قتل عمد معرفي گرديده است نه ترك فعل پس در اين حالت نمي توان عمل پزشك را منطبق با مادة 206 قانون مجازات اسلامي دانست البته خودداري از مراقبت و مداواي بيمار توسط پزشك و پرستار به قصد سلب حيات جزء وظايف آن مي باشد و مي تواند آنها را در معرض اتهام قتل عمدي قرار دهد . اما از آنجا كه آراي دادگاه بايد مستند به حكم قانون باشد و اصل تفسير مضيق قوانين كيفري و تفسير به نفع متهم و نيز تأكيدماده 206 بر فعل مثبت مادي مانع از شناختن ترك فعل به عنوان ركن مادي قتل عمد مي شود .
البته مي توان عمل پزشك را منطبق با بند 2ماده واحد قانون مجازات خودداري از كمك به مصدومين و رفع مخاطرات جاني دانست كه مقرر ميدارد : (( هرگاه كساني كه حسب وظيفه يا قانون مكلف هستند به اشخاص آسيب ديده يا اشخاصي كه در معرض خطر جاني قرار دارند كمك نمايند از اقدام لازم و كمك به آنها خودداري كنند به حبس تعزيري از شش ماه تا سه سال محكوم خواهند شد )). و در نهايت طبق ماده 612 قانون مجازات اسلامي هر كس مرتكب قتل عمد شود وشاكي نداشته و يا شاكي داشته ولي از قصاص گذشت كرده باشد ويا به هر علت قصاص نشود در صورتي كه اقدام وي موجب اخلال در نظم و صيانت و امنيت جامعه ويا بيم تجري مرتكب يا ديگران شود دادگاه مرتكب را به حبس از سه تا ده سال محكوم مي نمايد .
اتانازى غيرمستقيم (Indirect.e): در اين حالت ضددردهاى مخدر يا داروهاى ديگر براى تسكين درد بيمار تجويز مى شود اما پيامد عرضى(accidental) آن قطع سيستم تنفسى بيمار است (داروهاى ضددرد مخدر اگر با دوز بالا تجويز شوند مركز تنفسى را مهار مى كنند) كه منجر به مرگ بيمار مى شود. اين نوع اتانازى با قصد عامدانه انجام نمى شود اما پيامد عرضى آن مرگ بيمار است.
«خودكشى با همكارى پزشك»: در اين حالت پزشك داروها يا اقدامات ديگر را براى بيمار فراهم مى كند، با توجه به اين كه او مى داند قصد بيمار از آنها خودكشى است.
با توجه به تعريف هاى فوق مى توان گفت نكته مهم در افتراق «اتانازى فعال داوطلبانه» از «خودكشى با همكارى پزشك» در رفتار پزشك است. در حالت اول پزشك مستقيماً اقدام به خاتمه زندگى بيمار مى كند. اما آنچه «اتانازى فعال داوطلبانه» را از نوع «غيرفعال» يا «غيرمستقيم» افتراق مى دهد، نيت پزشك است. در حالت اول نيت پزشك خاتمه دادن زندگى بيمار است اما در دو مورد بعدى نيت پزشك كاهش درد بيمار يا قطع درمان هاى پزشكى مزاحم يا بيهوده است. دليل عمده براى افتراق اين اصطلاحات از يكديگر، چالش هاى اخلاقى و حقوقى است. برخى استدلال كرده اند كه نوع «غيرفعال» و «غيرمستقيم» از لحاظ اخلاقى و حقوقى در برخى وضعيت ها مجاز است . در حال حاضر در اكثر ايالت هاى آمريكا اجماعى براى اخلاقى و قانونى كردن نوع «غيرفعال» اتانازى روبه فزونى است. اما در مورد «اتانازى فعال داوطلبانه و غيرداوطلبانه» و «خودكشى همراه با پزشك» جدل ها و اختلاف نظرهاى بسيارى وجود دارد. اخيراً برخى استدلال مى كنند كه تمايز ميان «فعال و غيرفعال» اتانازى، غيرمعتبر است و همان دلايلى كه براى توجيه اتانازى غيرفعال از لحاظ اخلاقى آورده مى شود مى تواند براى نوع فعال نيز آورده شود. چون معمولاً «اتانازى» در بحث هاى عمومى و در ميان عرف جامعه به همان نوع «فعال داوطلبانه» ارجاع مى شود. استناد نوع «غيرفعال» و «غيرمستقيم» به اتانازى خودبه خود بار اخلاقى بسيارى به وجود مى آورد.
با لایحه حمایت از خانواده مخالفیم.
شما چطور؟ بیایید با هم روی Play کلیک کنیم و به لایحه اجازه ظهور ندهیم.